تاریخ: ۱۴۰۲/۴/۲۹
" ناخرده فرهنگ ها "
محمد سعید مقصودی
 
جامعه بشری در شاکله وجودی خود دارای دو بعد مادی و معنوی است در واقع شکل ساخت و پرداخت عینی و ملموس آن شامل مواردی همچون ساختمان ها، خیابان ها، ادارات، شهر ها، روستاها، انسان ها و ... بوده از دیگر سو نمود معنوی و باطنی معرف آن مفهوم هویت ساز " فرهنگ " می باشد.
فرهنگ را می توان مجموعه ای غیر مدون ( گاها به همت افراد فرهنگ دوست مدون ) از آداب، رسوم، سنن و باور های تثبیت شده یک جامعه دانست که از دیاری به دیار دیگر و از محلی به محل دیگر متفاوت و ناشناخته می باشد. 
به دیگر بیان اگر کل جامعه بشری را یک بشر واحد تصور نمود که از زیبایی و جلوه جمال بی بهره است و رامشگران و مشاطه کاران قصد دارند با آرایش ایشان را زیبا و دیدنی نمایند این آرایش همان مفهوم فرهنگ می باشد به طور مثال این که در کشور های آسیای شرقی تواضع و تشکر در مقابل دیگری بسیار مورد توجه قرار می گیرد یا در بعضی کشور اروپایی نوشیدن یک قهوه با طعم خاص بسیار پر طرفدار است یا در فلان کشور آفریقایی زنان و مردان در هنگام مراسم ازدواج باید آداب خاصی را رعایت نمایند همه اینان نشان دهنده فرهنگ خاص آن منطقه جغرافیایی است.
اما جدای از موضوع مورد بحث، نوع خاصی از فرهنگ هم وجود داشته که از طرف عده ای اقلیت ( قومی، قبیله ای، تفکری ) با نگرش اغلب منفی در دل فرهنگ مادر متولد شده، زیست نموده و در بعضی موارد ریشه خواهد نمود که به آن " خرده فرهنگ " اطلاق می گردد.
به صراحت کلام خرده فرهنگ همان جهد و تلاش عده ای اندک در برابر سیل فرهنگ اکثریت می باشد در واقع نقطه افتراق اساسی مفهوم فرهنگ و خرده فرهنگ هم دقیقا همین موضوع است آن وقت که محقق و پژوهشگر با مسائلی رو به رو می گردد که با هیچ سنگ محک و معیاری نمی توان آنان را بررسی و تفسیر نمود و این نامفاهیم برای اقلیتی خاص دست مایه غرور و تعصب می باشد با خرده فرهنگ رو به رو می باشیم. 
این که در فلان منطقه زیستی نوعی از پوشش یا گفتار خاص مرسوم بوده آزار دهنده نیست اما اینکه در عصر انفجار اطلاعات دیجیتال و دسترسی آسان بشر به مبانی علمی هنوز هم در برخی مناطق افراد عامی بعضا بر حق حیات و ادراک افراد ولایت داشته، دختران را ختنه می کنند، کودکان را در سن بسیار کم مزدوج می نمایند و اعتقادات خاصه خرافی و غیر ارگانیک را ترویج می دهند پذیرفته نیست. این وظیفه و مسئولیت افراد دغدغه مند می باشد که هر کس به سهم خود به تعدیل و حل و فصل موضوع بپردازد. 
پس شایسته آن است که اهالی فن و در راس آنان جامعه شناسان به کانالیزه نمودن مفهوم فرهنگ و خرده فرهنگ مبادرت نموده و از دیگر سو ارگان های آموزشی به تعلیم و تربیت و البته زدودن تصویر کریه ناخرده فرهنگ های نامانوس با هویت بشری اقدام نمایند.