تاریخ: ۱۳۹۶/۱۲/۲۳
نقدی به سخنان قسیم عثمانی در مراسم استیضاح وزیر کار
ماردین سیداحمدی
امروز مجلس دوباره به ربیعی رای اعتماد داد، رای اعتمادی که نشان داد درب مجلس با گشتاور بالایی بر پاشنه فراکسیون امید می چرخد و تصمیمات این فراکسیون تاثیرگذار و حائز اکثریت مجلس، امروز به غیر از ربیعی، آخوندی را هم از خطر عزل رهانید.
وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی در سخنانش امروز چند بار تاکید کرد که استیضاح حق مجلس است مطلبی که بزعم کارشناسان صرفاً حق نیست و جزوء اختیارات نمایندگان محسوب می شود و بنا بضرورت و در صورت لزوم، آنها حق دارند از این اختیار قانونی خود در راستایی عمل به وظایف نظارتی استفاده نمایند.
بررسی این استیضاح و واکاوی سخنان مخالفین و موافقین آن از یک زاویه جدید قابل تامل است که در گیر و دار چند دهه اخیر از نقل و انتقالات قدرت در سطح‌ کلان کشور که همواره قومیت ها و اقلیت های مذهبی کشور خواستار مشارکت نمایندگان خود در صحنه بازی های سیاسی رده های بالای تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور بوده اند، این امر در بدنه دولت تدبیر و امید علیرغم تاثیر بالای آرای اهل سنت و کوردها در پیروزی حسن روحانی در انتصاب دو معاون وزیر کورد تجلی پیدا کرده است.
در حالی که کوردها و بلاخص اهل سنت این سهم از مدیریت کشور را در مقایسه با وزن سیاسی خود ناچیز ارزیابی می کنند اتفاق عجیبی از مخالفت یک نماینده کورد با انتصاب معاون کورد وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی در صحن علنی مجلس آشکار شد که از چند زاویه قابل بررسی و تامل است.
محمدقسیم عثمانی در حالی انتصاب سلیمان پاک سرشت پژوهشگر و استاد دانشگاه را که از نیروهای نخبه کورد و اهل سنت در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری محسوب می گردید ،زیر سوال برد که این محقق جامعه پژوه در چند روز گذشته بخاطر خدمات چهار ساله و اثربخشش در این نهاد مورد تکریم و تقدیر قرار گرفت.
عثمانی که دانش آموخته حسابداری است ، بواسطه شگردهای انتخاباتی اش در دوقطبی کردن فضای انتخابات، سه بار توانسته است رای اعتماد مردم بوکان را کسب کند ، البته در این سه دوره عثمانی نشان داده است که هیچگاه نتوانسته است فارغ از اعداد و ارقام و تراز های مالی که تخصص علمی اوست، ارتباطی تنگاتنگ و فکری با موکلانش برقرار کنند.
این مدرس دانشگاه و رقم شناس به همان اندازه که از علم اقتصاد و ضرب و تقسیم و جمع و تفریق می داند به همان اندازه و یا شاید بیشتر از علم جامعه شناسی و انسان شناسی و مدیریت و تجزیه و تحلیل رفتار سازمانی بی خبر است ، به طوری که در رفتارهای اخیرش بصورت کاملاً عینی این ناآگاهی به جامعه و جامعه شناسی نمود پیدا کرده است.
انس و اخت نماینده با اعداد و ارقام دلپذیر و دوری معنوی از موکلانش و پرسه زدن در لایه های قدرت بر مبنای منافع فردی، از شهرستان بوکان در مقایسه با شهرستان های همجوار شهری عقب مانده با کمترین تجهیزات و امکانات شهری ساخته است که حتی در یک نگاه گذرا قابل درک است.
سد نیمه کاره و نافرجام شهریکند به علاوه سیلوی ناتمام بوکان و از همه مهمتر جاده های مواسلاتی غیر استاندارد این شهرستان که از هر سمت و‌سو به قتلگاه شهروندان تبدیل شده اند در کنار سیستم بهداشت و‌درمان ناکارآمد و مدارس فرسوده و فضاهای آموزشی ناکافی معجونی ساخته است که اگر انگشت اتهام همه این نواقصات هم بر عهده عثمانی نباشد بی شک قسمت اعظم این نارسایی ها بواسطه داشتن بالاترین مسئولیت نظارتی شهرستان در سه دوره وکالت متوجه اوست.
تیم فوتبال خوب و قدرتمند سردار بوکان با آن همه تماشاگر مشتاق و متعصب که آرزوی هر باشگاهی است، در پیچ و خم مدیریت سیاسی قسیم عثمانی جایگاه واقعی خود را گم کرده است و هرازگاهی ضمن ارائه بازی های ضعیف به دلیل سوء مدیریت مداخله نماینده تا مرز انحلال نیز پیش می رود.
سهم شهرستان بوکان از اعتبارات استانی با وجود رتبه چهارم از لحاظ جمعیت در استان هیچگاه در جایگاه و منزلت واقعی خود نبوده است و غالب صاحبنظران این کم برخورداری را از جایگاه ضعیف و متزلزل این نماینده در کرسی های قدرت استان می دانند موضوعی که در سهم بوکان از اعتبارات طرح توازن استانی در قیاس با جمعیت سایر شهرستانها در سال جاری کاملاً نمود پیدا کرد و حتی در دوره قبل در ساز ناسازگار او با سایر نمایندگان استان، کرسی ریاست مجمع نمایندگان استان را از کوردها ربود .
.
اگر تا دیروز قسیم عثمانی عدم ورود به امضاء درخواست نمایندگان اهل سنت و کورد از رئیس جمهور  برای انتصاب وزیر و معاونین کورد و اعتراض مردم فهیم بوکان را پشت نقاب بهانه آگاهی از بسته شدن لیست وزراء و مسافرت کاری و در دسترس نبودن توجیه کرده است امروزه این نقاب فرو افتاده است و عثمانی عملاً در موافقت با استیضاح ناکام وزیر که نشان از عدم درایت سیاسی او دارد از مخالفت با انتصاب یک نخبه دانشگاهی و کاملاً متخصص کورد در پست معاون وزیر و رئیس سازمان آموزش فنی و حرفه ای سخن می گوید، سخنی که نشان می دهد قسیم حتی در انتصاب های وزارتی هم سهم می خواهد و نخبگان غیرمرتبط به خود را هرچند شایسته باشند، بر نمی تابد.
او در تعامل با رسانه های شهرستان بوکان هم که انعکاس صدای مخاطبین قلمداد می شوند از درگاه گفتگو وارد نمی شود و همه انتقادهای رسانه ای را توطئه و سیاه نمایی و سیاه بازی می داند، عثمانی تهدید به نقد نقاد می کند و بجای پاسخگویی به افکار عمومی در خلعت رسانه، قامت آنها را تا «به به و چه چه گوی» در آیینه عملکرد مبهم خود و همقطارانش تنزیل می دهد و برای نیل به این هدف تلاش می کند فضای رسانه ای را هم برای شکار ماهی گل آلود و دو قطبی کند.
محمدقسیم عثمانی نشان داده است هرجا سخن از وفای بعهد است و پای تعهدی در میان است او مرد میدان این کارزار نیست، چه اگر برای هئیت رئیسه مجلس تعهدی به فراکسیون کوردها و اهل سنت داده باشد ممکن است وفایی به عهد نکند و دوره بعدی هم علیرغم تعهدش وارد میدان رقابت انتخابات هیئت رئیسه شود و خود و رقیب کوردش را از مسند نشینی این افتخار باز دارد و چه اگر پشت جلد قرآن مجید هدیه فرماندار سابق بوکان را برای وفاداری به حسن عباسی و دولت احمدی نژاد امضاء کرده باشد، ممکن است بعدها حتی امضایش را هم انکار کند و نه تنها پس از افول ستاره دولت مهرورزی بر سر پیمانش نماند بلکه پیمانه را هم بشکند و در لوای حمایت دو آتشه از دولت جدید تدبیر و امید ظاهر گردد.
محمدقسیم، حسن عباسی را هم دور می زند و برای استحکام جای پایش ، تیم منتسب به خود را به شهرستان بوکان تحمیل می کند و هرگاه اعتراضی هم شد با سیاست «کی بود کی بود من نبودم» به سرعت از صحنه می گریزد»!
با این شرح و بسط در خصوص نماینده مردم فهیم و بزرگ بوکان سوال این است:
آیا انتصاب یک متخصص جامعه شناسی با کارنامه ای موفق در ارزیابی و تحلیل مداخله در چالش های حاکمیتی آموزش فنی و حرفه ای به سمت معاون وزیر و رئیس سازمان آموزش فنی و حرفه ای می تواند عامل انسداد مجرای ورود کوردها به دولت باشد یا کوتوله پروری به روش حسابداری خاص قسیم عثمانی؟
برای گذار از ارائه یک تحلیل یکطرفه به سمت نوشتاری مشارکتی و تعاملی ،زحمت پاسخ دادن به این سوال را هم به خوانندگان  واگذار می کنم.