تاريخ: ۱۳۹۹ جمعه ۱۵ فروردين ساعت ۱۹:۲۷ بازدید: 1831      نظرات: 0      کد مطلب: 14470

مدیریت استراتژی یا استراتژی مدیریت در جامعه

آزاد بهمنش / پژوهشگر و استاد دانشگاه / نویسنده کتابهای ادراک معماری و معماری داخلی در محیط / دارای مقالات و پژوهشی در ادراک و روانشناسی محیط / مولف کتاب: معماری بصری و ادراک محیط



 
حدود اواسط آخرین ماه سال 1398 بود که به بهانه نحوه آموزش دانشگاهی در رشته های معماری و طراحی محیط (داخلی و خارجی) اهمیت ادراک صحیح سه واژه " تکنیک، تاکتیک و استراتژی " به طور مختصر در روزنامه نوآوران تبیین شد. با توجه به اهمیت شناخت این سه واژه و تأثیر مستقیم آنها بر تمامی ابعاد زندگی؛ امروز به دلیل شرایط نامناسب محیط در درگیری همگانی با ویروس کرونا، به رفتارهای متقابل انسان و محیط در علم روانشناسی محیطی و بحث جامعه شناسی می پردازیم. پرداختن به واژگانی همخوان با نوشتار قبلی، ولی از نقطه نظری متفاوت که شاید نگاه جدیدی را نسبت به رفتار جامعه ایجاد کند. بیانی مختصر از مفاهیمی چون: مدیریت استراتژیک، برنامه ریزی استراتژیک، استراتژیست، چشم اندازها، مأموریت و رسالت، فرصت ها و تهدیدها، نقاط قوت و ضعف، هدف بلند مدت و کوتاه مدت، خط مشی و ... . نوشتار را با طرح سوالاتی برای جستجوی پاسخ چرایی های حال حاضر رفتار جامعه - علوم رفتاری - درمفهوم ارزش گذاری "خود" یعنی انسان به پایان خواهیم رساند!   
با توجه به اثرات مستقیم و متقابل هر یک از ما در تعریف چگونگی شرایط محیط پیرامون، همخوانی رفتار در موقعیت های گوناگون را کجا بایستی جستجو کرد!؟ بجای طرح کلماتی با علامت سوال و تعجب برای پیدا کردن مقصر اصلی در میان دیگران، کجا را باید دنبال کرد!؟ چه بر سر جامعه ما آمده است که همگی با حفظ جایگاه تخصص در هر حوزه خاص و عام (فضای مجازی و واقعی) به خود اجازه بیان هر گونه "نظر" درست یا نادرست را با بهانه "اظهارنظر" داده ایم ولیکن حتی در مدیریت "خود" درمانده ایم؟!  
گستردگی و اهمیت شکل گیری معانی و مفاهیم در درون یک جامعه از نقطه نظر علوم رفتاری، عطف به ارزش گذاری تک تک افراد در تشکیل سازمانی برنامه ریزی شده خواهد بود. با توضیح مختصری از مفاهیم عام در اجتماع، مفهوم نهایی را در پاسخ به سوالاتی خواهیم یافت که شاید همگی ما در ذهن داشته باشیم. پرسش هایی از "خود" که انعکاس رفتارها را در نقد اثرات مستقیم "خود" بر سازمان دادن محیط – خانواده، محیط کاری، جامعه و تمامی اجزای آن – مورد تأکید قرار داده و به چالش می کشد. شاید بعد از سپری کردن تأثیرات ویروس کرونا و شرایط دشوار آن، از منظر دیگری به این ویروس یا ویروس های دیگر بیاندیشیم؛ چه در واقعیت و چه در فضاهای مجازی. 
در مفهوم یک جامعه، همه ما به عنوان مهمترین بخش تشکل یک ساماندهی با هدف یا اهدافی مشخص هستیم که هر یک در چگونگی ساختار اندرونی و بیرونی محیط پیرامون، دارای مأموریت و رسالتی انسانی در قبال خود و دیگران خواهیم بود. مفاهیمی آشنا که به بیان رفتار یک جامعه در روانشناسی محیط می پردازد و سازماندهی تمام ابعاد محیط (عمومی و خصوصی) را با مرکزیت رفتارهای انسانی تحلیل می کند.     
مدیریت استراتژیک؛ مجموعه ای از تصمیمات و اقدامات مدیریتی در جامعه است که عملکرد بلند مدت یک مجموعه سازمان یافته (تک تک افراد) را تعیین می کند. تعریف مدیریت با توجه به اهداف این نوشتار، هدایت و کنترل فرایند مؤثر و کارآمد عنصر انسانی ( خود و دیگران ) در برنامه ریزی سازمان جوامع است که برای دستیابی به اهداف بر اساس نظام ارزشی آن جامعه صورت می گیرد. 
بخشی از مدیریت را می توان از طریق آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت. در واقع بخشی که با آموزش فرا گرفته می شود، علم مدیریت است و بخشی را که موجب به کار بستن اندوخته ها در شرایط گوناگون است، هنر مدیریت می نامند. به عبارتی دیگر می توان بیان کرد که علم، دانستن است و هنر، توانستن. متأسفانه اینطور به نظر می رسد که ما دچار معظلی شده ایم که در همه زمینه ها، علمِ دانستن وجود دارد و اما درمانده ایم از هنرِ توانستن!  
در موج سوم تعریف مدیریت ( 2016 میلادی ) که بر اساس دانایی، فرهیختگی، آگاهی، شناخت ارزش هــای انسانی و مسئولیت های اجتماعی به تبیین راه حل ها و مکانیزم ها و روشها در مدیریت می پردازد؛ بر تأثیر انتخاب ها و تصمیم گیری های تک تک افراد برای کل جوامع در معنای محیط تأکید دارد. هدفی که ارزش و قدرت تفکر انسان را به خوبی نشان می دهد و با تعیین خط مشی بر بیان معانی درستی از جامعه تأکید دارد. خط مشی هایی برای رسیدن به اهداف "استراتژی اصالتِ یک جامعه". هر یک از ما به عنوان یک استراتژیست بایستی با توجه به ارزش های انسانی و مسئولیت اجتماعی بدون هیچ بهانه ای، رسالتی با نام انسان بودن را که بر عهده ما می باشد، به درستی انجام دهیم. در هر سطح و جایگاهی که باشیم در ابتدا باید به تعریف مدیریت استراتژی "خود" بپردازیم تا اینکه کمتر به استراتژی مدیریت شرایط و یا دیگران پرداخته شود. این بخش از نوشتار به عنوان نقطه مشترک همان " خود یا خودهایی " خواهد بود جهت پاسخ به سوالاتی از "خود" به جای دیگران. هر کدام از ما به عنوان یک استراتژیست بر نحوه شکل گیری و رفتار جامعه تأثیرگذار خواهیم بود که در همنشینی کامل دانستن و توانستن معنا پیدا می کند. همنشینی که در هر جایگاه و شرایطی، مدیریت "خود" را در کنار چینش عناصر و دلایل جامعه با عنوان استراتژی بیان می کند.
سوالاتی ساده ولی مهم که شاید بارها شنیده و یا در رفتار جامعه دیده ایم:
دلیل اینکه عملکرد "خود" را به بهانه های مختلف از " دیگران" در شرایط مشابه جدا می دانیم، چیست؟
جای خالی درک اهمیت تک تک ما به عنوان اعضای اصلی شکل گیری یک جامعه در تبیین مدیریت استراتژی را باید از چه کسی یا کسانی جویا شد؟
بایستی نقاط قوت و ضعف عملکرد جامعه با توجه به تأثیر مستقیم خط مشی هر یک از ما بر محیط را کجا دنبال کرد؟  
چرا هر یک از ما به کاستی های خود در ایفای نقش، مأموریت و رسالتمان در چهارچوب یک جامعه توجه نمی کنیم؟ 
آیا فقط تفهیم و درک درست تأثیرات متقابل خط مشی های فضای مجازی و حقیقی بر سردرگمی جامعه اهمیت دارد یا استراتژی مدیریت "خود" نیز باید مورد توجه قرار گیرد؟
و بسیاری از علامت سوال ها در برابر پرسش های دیگر که بایستی ابتدا در مورد "خود" به عنوان شاکله اصلی جامعه و مدیریت آن، دارای پاسخی قانع کننده و ارزشمند باشد. پاسخ هایی که با آنها بتوان به تعریف اصلی علم روانشناسی محیطی از ارتباط متقابل انسان و محیط با نگاه به آنالیز دیگران برای شرایط ایجاد شده دست یابیم.    
برنامه ریزی و چگونگی هدایت در هر بخش جامعه به تأثیرات راهبردی فکر انسان در سرنوشت هر یک از افراد جامعه می انجامد که با رصد محیطی به سادگی می توان به ارزیابی و کنترل آن دست یافت. 
می خواهم با داستانکی کوتاه از خودم این موضوع را به پایان برسانم: پائیز بود و من در دفتر کارم نشسته بودم. خیره شده در منظر بیرون چهارچوب پنجره که می دیدم گربه ای در حیاط مشغول کاری بود. نمیدانم بازی می کرد یا در حال و هوای خود بود!؟ ناگهان دو کلاغ با قار قارهایشان نظر من و گربه سیاهِ زیبا را جلب کرد. سردرگمی گربه را با تمام وجود احساس می کردم. ناگهان تصمیم فرار گربه به دلیل کلافگی که بر بالای تنها درخت موجود در حیاط رفت را با چشمانم دیدم. کلاغ ها دوباره با نشستن بر شاخه های آن درخت، به قار قارشان که به نظر من چیزی جز خنده نبود، ادامه دادند و ... . همین جا این سوال در ذهنم شکل گرفت؛ دلیل گربه برای انتخابش چه بود که بالای درخت برود؟ شاید کلاغ ها باعث ایجاد این شرایط شده اند؟!...
 می خواهم بگویم که باید به خود و انتخابهایمان در هر شرایطی به درستی بیاندیشیم که رفتارها در انتخاب مسیر موثر خواهند بود که چرا خیره سری می کنیم و انسان به خود نمی آید. 
تاکنون کردی و این دم نازکیست  اندرین درگاه گیرا ناز کیست؟
منبع: نوآوران آنلاین 



ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد