| تاريخ: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۵۵ | بازدید: 90 نظرات: 0 کد مطلب: 25853 |
باز هم جاده مهاباد_بوکان قربانی گرفت؛ باز هم یک خانواده داغدار شد و باز هم سکوت و بیمسئولیتی اداره راهداری مهاباد ادامه دارد.
اینبار اما فقط یک نفر جانش را از دست نداد؛ یک آینده از بین رفت.
یک جوان دانشجوی پزشکی که سالها از عمر و جوانیاش را صرف درس، تلاش و ساختن آینده کرده بود، در جادهای جان داد که باید امن میبود.
چه کسی پاسخگوی پدری است که تمام امیدش را از دست داده؟
چه کسی پاسخگوی مادری است که جوانش را با هزار آرزو راهی دانشگاه کرد اما حالا باید عزادار او باشد؟
چه کسی پاسخگوی سالها زحمت، شببیداری، تلاش و آیندهای است که در چند ثانیه نابود شد؟
تا کی باید مردم تاوان تصمیمهای اشتباه و طراحیهای غیرکارشناسی را با جانشان بدهند؟
بنده بعنوان کسی که یه ماه پیش در این مسیر بحرانی و ناایمن دچار سانحه دلخراش تصادف شدم و به لطف مدیران و مسولین بی تفاوت تا لبه مرگ پیش رفتم و به لطف معجزه الهی به زندگی دوباره برگشتم خواستم چند نکته ای را خطاب به مسولین اداره محترم راهداری مهاباد به عرض برسانم:
هر خودرو در حال عبور از پیچ، تحت تاثیر نیروی گریز از مرکز قرار می گیرد. در صورتی که اصطکاک بین چرخ و جاده کمتر از نیروی گریز از مرکز باشد وسیله نقلیه به خارج از قوس پرت خواهد شد. برای ایجاد نیروی اصطکاک کافی در قوس، دِوِر در نظر میگیرند. برای تامین ایمنی و راحتی حرکت خودرو با استفاده از شیب عرضی یکسره (دِوِر) می توان در مقطع راه، بین نیروی اصطکاک جانبی چرخ ، جاده ونیروی گریز از مرکز تعادل ایجاد کرد.
مقدار حداکثر دِوِر در مناطق کوهستانی و در شرایط برف و یخبندان کمتر از ۸ درصد می باشد که در این محور متاسفانه اصلا این مقدار رعایت نشده است و اکثر پیچ های این محور با کوچکترین رطوبت و بارندگی در سطح جاده به ناتوانی در کنترل وسیله نقلیه حتی در سرعتهای پایین و انحراف وسیله نقلیه منجر میشود.
مسیر کوهستانی مهاباد_بوکان بهدلیل شرایط اقلیمی، رطوبت دائمی، مه، یخبندان و لغزندگی ذاتی، یکی از حساسترین محورهای منطقه است. اما اداره راهداری مهاباد با چه منطقی روکش آسفالت این مسیر را بدون دانه بندی مناسب و ضریب اصطکاک لازم اجرا کرده است؟
آیا هیچ مطالعهای درباره ضریب اصطکاک، ایمنی سطح و شرایط اقلیمی این جاده انجام شده بود؟
در تمام دنیا، برای محورهای کوهستانی و مرطوب از آسفالتهایی با بافت زبرتر و اصطکاک بالاتر استفاده میشود تا خودروها در پیچها و شرایط بارانی دچار لغزش نشوند. اما اینجا جادهای ساختهاند که در کوچکترین رطوبت، به پیست مرگ تبدیل میشود.
جالبتر اینجاست که بعد از اجرای این روکش اشتباه و افزایش تصادفها، خودِ اداره راهداری مهاباد هم متوجه شدت لغزندگی مسیر شد؛ بهجای اصلاح اصولی و استاندارد مسیر، با دستگاه شیارزن بخشی از جاده را شیارزنی کردند تا ضریب اصطکاک سطح افزایش پیدا کند.
اما سؤال اینجاست؛ اگر طراحی اولیه درست و کارشناسی بوده، چرا اصلاً نیاز به شیارزنی ایجاد شده؟
از طرف دیگر، بهدلیل نگرانی از افزایش آبروریزی و آسیب به سطح مسیر، عملیات شیارزنی را هم بهصورت ناقص و مقطعی انجام دادهاند و تمام نقاط خطرناک جاده پوشش داده نشده است.
یعنی امروز در یک مسیر، بخشی از آسفالت دارای اصطکاک متفاوت و بخشی دیگر فوقالعاده لغزنده است؛ شرایطی که خودش میتواند باعث برهم خوردن تعادل خودرو، خصوصاً در سرعت بالا و هوای بارانی شود.
از همه خطرناکتر اینکه شانهسازی بخشهایی از این مسیر را بجای شن با خاک رسی انجام دادهاند که جذب آب بسیار بالایی دارد؛ خاکی که با کوچکترین بارندگی به گل لغزنده و ناپایدار تبدیل میشود.
در چنین شرایطی اگر خودرویی حتی برای لحظهای از مسیر اصلی خارج شود، عملاً کنترل خودرو از بین میرود و جاده به قتلگاه تبدیل میشود.
این یعنی ابتداییترین اصول ایمنی راهسازی هم در این محور رعایت نشده است.
این یعنی اول یک اشتباه بزرگ در انتخاب نوع روکش انجام شده، بعد هم برای جبران آن، راهکارهای ناقص و موقتی اجرا کردهاند و در نهایت باز هم مردم هستند که هزینه این آزمون و خطاها را با جانشان میپردازند.
این دیگر حادثه نیست؛ نتیجه مستقیم ضعف نظارت، طراحی اشتباه، بیتفاوتی مدیریتی و نبود پاسخگویی است.
مردم از اداره راهداری مهاباد توضیح میخواهند:
چند نفر دیگر باید جان بدهند تا این مسیر ایمنسازی شود؟
چند خانواده دیگر باید عزادار شوند تا کسی مسئولیت این وضعیت را بپذیرد؟
جان انسانها ارزان نیست.
سکوت در برابر این بیمسئولیتی، شریک شدن در ادامه این فاجعه است.
|