تاریخ: ۱۴۰۵/۵/۱۸
به یاد عمر استاد رحمانی کارگر دلسوز و زحمت کش شهرداری مهاباد

شهر مهاباد، این نگین غربِ ایران، این روزها داغدارِ یکی از فرزندانِ زحمتکشِ خویش است. عمر استاد رحمانی، کارگرِ خدومِ شهرداری، در حینِ انجامِ وظیفه، در حادثه‌ای تلخ و ناگوار، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. اما آنچه این فقدان را عمیق‌تر و اندوهناک‌تر می‌سازد، نحوهٔ جان باختنِ اوست؛ حادثه‌ای که تلخیِ این واقعه را دوچندان کرد. این یادداشت، ادای احترامی است به روحِ بلندِ عمر استاد رحمانی و تأملی بر جایگاهِ انسان‌هایی که بی‌ادعا، در دلِ شهر، خدمت می‌کنند.

عمر استاد رحمانی، تنها یک کارگرِ شهرداری نبود؛ او نمادی از تلاشِ بی‌وقفه، تعهدِ بی‌چون و چرا و خدمتِ خالصانه بود. در کوی و برزن های شهر مهاباد، ردِپایِ زحماتِ او، از پاکیزگیِ خیابان‌ها تا آراستگیِ بوستان‌ها، قابلِ مشاهده بود. او، در سکوت و بی‌ادعایی، بخشی از چرخهٔ زندگیِ شهری بود که با دستانِ توانمندش، به آن نظم و زیبایی می‌بخشید. در روزگاری که بسیاری به دنبالِ منافعِ شخصی خویشند، امثالِ عمر استاد رحمانی، با ایثار و از خودگذشتگی، معنایِ واقعیِ خدمت به خلق را به تصویر می‌کشیدند.

حادثهٔ دلخراشِ رانندگی که به زندگیِ عمر استاد رحمانی پایان داد، تلخ‌ترینِ تلخی‌هاست. اما آنچه این تراژدی را به اوجِ غم می‌رساند، نقشِ ناخواسته و معصومانهٔ یک دختربچه در این ماجراست. این حادثه، یادآورِ شکنندگیِ زندگی و پیچیدگیِ سرنوشت است. در یک لحظه، تقدیر، مسیری را رقم زد که در آن، تلاشِ بی‌دریغِ یک خدمتگزار، در تقاطعِ ناخواستهٔ بی‌احتیاطی و حادثه، به پایان رسید. این واقعه، نه تنها خانوادهٔ استاد رحمانی را در سوگ نشاند، بلکه جامعهٔ مهاباد را نیز در اندوهی عمیق فرو برد.

مرگِ دلخراشِ مرحوم، درس‌های بسیاری برای ما دارد. اولاً، این حادثه، اهمیتِ رعایتِ قوانینِ راهنمایی و رانندگی را بیش از پیش آشکار می‌سازد. بی‌احتیاطی، حتی برای لحظه‌ای کوتاه، می‌تواند عواقبِ جبران‌ناپذیری داشته باشد و زندگیِ انسان‌های بی‌شماری را تحتِ تأثیر قرار دهد. ثانیاً، این فقدان، قدردانی از زحماتِ بی‌شائبهٔ کارگرانِ شهرداری و سایرِ خدمتگزارانِ جامعه را به ما یادآوری می‌کند.  این افراد، ستون‌های پنهانِ جامعهٔ ما هستند که با تلاشِ شبانه‌روزی، آسایش و رفاهِ ما را تضمین می‌کنند. ثالثاً، این حادثه، تلخیِ دخالتِ ناخواستهٔ معصومیت در فجایع را به نمایش می‌گذارد. اندوهِ این واقعه، با درگیر شدنِ ناخواستهٔ یک کودک، رنگی دیگر به خود می‌گیرد و قلبِ هر انسانِ باوجدانی را به درد می‌آورد.

عمر استاد رحمانی، دیگر در میانِ ما نیست، اما یاد و خاطرهٔ او، در دلِ مهاباد و در خاطرهٔ کسانی که او را می‌شناختند، زنده خواهد ماند. او، با تلاشِ بی‌دریغ و خدمتِ خالصانه‌اش، الگویی از انسانِ فداکار و متعهد بود. روحش شاد و یادش گرامی باد. باشد که این حادثهٔ تلخ، تلنگری باشد برای همهٔ ما تا قدرِ زندگی، قدرِ انسان‌هایِ خدمتگزار و قدرِ لحظاتِ باهم بودن را بدانیم و با رعایتِ اصولِ انسانی و اخلاقی، از وقوعِ چنین فجایعی جلوگیری کنیم.