| تاريخ: ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۳۳ | بازدید: 187 نظرات: 0 کد مطلب: 25664 |
- مدرسه بیش از یک مکان برای آموزش دروس است؛ این محیط اجتماعی نقش مهمی در شکلگیری شخصیت، اعتماد به نفس و سلامت روان کودکان دارد.
تجربههای کودکی در مدرسه
- از تعامل با همسالان و معلمان تا دسترسی به فرصتها و خدمات- بر باورهای بنیادی درباره عدالت، تعلق و ارزشمندی فرد تأثیر میگذارد. کوچکترین احساس نابرابری در این محیط میتواند پیامدهای بلندمدت داشته باشد.
تحقیقات بینالمللی نشان دادهاند که تجربه تبعیض در مدرسه با پیامدهای منفی روانی همراه است. برای مثال، گزارش سال ۲۰۲۳ میلادی مرکز کنترل و پیشگیری بیماری "ایالات متحده امریکا" (CDC) نشان میدهد که حدود یکسوم دانشآموزان آمریکایی تجربه تبعیض داشتهاند و این تجربهها با افزایش خطر استرس، اضطراب و رفتارهای آسیبزا مرتبط بوده است. (CDC, Youth Risk Behavior Survey, 2023)
در "ایران" نیز پژوهشهای معتبر انجام شده است. یک متاتحلیل از ۵۱ مطالعه ایرانی شامل بیش از ۵۳۷ هزار دانشآموز نشان داد که حدود ۳۷٪ دانشآموزان با درجاتی از افسردگی مواجه هستند؛ این نسبت در دختران حدود ۴۵٪ و در پسران حدود ۲۸٪ است. همچنین با افزایش سطح تحصیلی از ابتدایی به متوسطه، میزان افسردگی نیز افزایش مییابد (PubMed, 2021)
این یافتهها تأکید میکنند که سلامت روان دانشآموزان، جدا از سلامت جسمی، یک نیاز بنیادین است و باید در مرکز توجه برنامهریزان آموزشی، مدیران مدارس و خانوادهها قرار گیرد.
-عدالت آموزشی به معنای تضمین دسترسی برابر همه دانشآموزان به فرصتها و خدمات مدرسه است. در "سند تحول بنیادین آموزش و پرورش" و "مقررات مربوط به مدارس غیردولتی" تأکید شده که مدرسه باید محیطی امن، عادلانه و حمایتگر سلامت روان دانشآموزان باشد. با این حال، گزارشهای میدانی در شهرستان "مهاباد" نشان میدهد که در برخی مدارس، دانشآموزان به دلایل مختلف، از جمله وضعیت مالی خانواده، احساس میکنند برخوردها و فرصتهای برابر ندارند. این وضعیت مشابه تجربه "تبعیض ادراکشده" است که پژوهشهای بینالمللی آن را با پیامدهای منفی روانی و اجتماعی مرتبط میدانند.
توجه به سلامت جسمی مانند تغذیه و میانوعدهها اهمیت دارد؛ اما اولویت اصلی باید سلامت روان و تربیت عاطفی کودکان باشد. تجربههای نابرابر، حتی در موضوعات ظاهراً ساده مثل خدمات رفاهی، میتواند پیامدهای عمیقی بر اعتماد به نفس، احساس تعلق و نقش کودک در محیط اجتماعی مدرسه داشته باشد. بنابراین، برنامههای حاشیهای نباید محور اصلی فعالیتهای مدرسه شوند و هر تصمیمی درباره آنها باید بدون ایجاد تبعیض و با حفظ کرامت همه دانشآموزان اتخاذ شود.
- نظام "آموزش و پرورش" موظف است نظارت جدی و مستمر بر عملکرد مدارس داشته باشد تا عدالت آموزشی رعایت شود. "آموزش و پرورش" شهرستان "مهاباد"، هم مستثنی از این قاعده و اصل نیست.
گاهی گزارشها نشان میدهند؛ برخی مدارس فرصتهایی ایجاد میکنند که بازخورد روانی منفی برای دانشآموزان به همراه دارد.
از مصادیق بازخورد روانی منفی در مدارس میتوان به چند مورد اشاره کرد:
الف) تقسیم دانشآموزان به گروههای دارا و ندار: مانند ارائه خدمات، امکانات یا فرصتها به گروهی از دانشآموزان بر اساس وضعیت مالی خانواده، به گونهای که سایر دانشآموزان احساس محرومیت یا تبعیض کنند.
ب) تفکیک در برنامههای گروهی یا تفریحی: مثلاً اجازه حضور در برنامههای جانبی یا کارگاهها، تنها برای برخی دانشآموزان داده شود و سایرین محروم بمانند.
ج) امتیازدهی یا اعطای "کارت ویژه" برای استفاده از خدمات مدرسه: مانند کارت ورود به سالن ورزشی یا غذاخوری، که سایر دانشآموزان را مستقیم و غیرمستقیم در معرض مقایسه و تحقیر قرار میدهد.
د) اعلام علنی "رتبه یا وضعیت مالی" دانشآموزان در جمع، به هر شکل که دانشآموزان احساس کنند با یکدیگر متفاوت هستند و ارزششان به پول یا امکانات وابسته است.
هـ) تمرکز بیش از حد بر تامین مالی یا مشارکت نقدی خانوادهها: وقتی کودک متوجه میشود که دریافت خدمات یا شرکت در فعالیتها به توان مالی خانواده بستگی دارد؛ باعث اضطراب و کاهش اعتماد به نفس میشود.
- مدیران و موسسان مدارس چه دولتی، چه غیردولتی، با توجه به قوانین جاری، حق ندارند درآمد را بر سلامت روان، عدالت و کرامت دانشآموزان ترجیح دهند. مدرسه باید فضایی باشد که در آن هر کودک بدون تبعیض و با احساس ارزشمندی فرصت رشد کامل داشته باشد.
- از طرفی تجربه نشان میدهد که در تصمیمگیریها و انتصابات مدیریتی، چه در سطح مدارس و چه در بخشهای بالاتر آموزش و پرورش، گاهی ممکن است منافع گروهی یا فشارهای غیررسمی بر شایستهسالاری و صلاحیت حرفهای غلبه کند؛ چنین رویکردی میتواند اعتماد خانوادهها و جامعه فرهنگیان را کاهش داده و سلامت روان و عدالت آموزشی دانشآموزان را تهدید کند. بنابراین، مراقب باشیم که هیچ انتصاب یا تصمیم مدیریتی بدون در نظر گرفتن صلاحیت، تجربه و مسئولیتپذیری افراد اتخاذ نشود و فشارهای بیرونی یا منافع شخصی، مسیر آموزش و پرورش را منحرف نکند. رعایت شایستهسالاری، شفافیت و اولویتبخشی به نیازهای واقعی مدارس و دانشآموزان، باعث میشود فضای آموزشی برای رشد عادلانه و برابر همه کودکان محفوظ بماند.
- در اینجا باید اذعان کرد که، خانوادهها هم ناظر و هم شریک در فرایند آموزشی هستند. مشارکت فعال والدین در فعالیتهای مدرسه، گفتوگوی مستمر با معلمان و مدیران و حمایت عاطفی از فرزندان، نقش مهمی در تقویت سلامت روان کودکان دارد و از بروز اثرات منفی برخوردهای نابرابر جلوگیری میکند.
بنابراین سلامت روان دانشآموزان یک وظیفهای اجتماعی و تربیتی مهم است که بر دوش خانواده، مدرسه و نهادهای نظارتی قرار دارد.
- شواهد علمی حاکی از آن است که حفظ عدالت و حمایت روانی کودکان نه تنها باعث ارتقای کیفیت تحصیلی، بلکه باعث پدیدار شدن نسلی با اعتماد به نفس، همدلی و تابآوری اجتماعی میشود.
- در شهرستان مهاباد، توجه بیشتر به نظارت دقیق، همراهی فعالتر خانوادهها و رعایت کرامت کودکان، میتواند محیطی برابر، امن و حمایتگر برای همه دانشآموزان فراهم کند و مدارس به جای تمرکز صرف بر درآمد و امکانات، محیطی پشتیبان و آموزشمحور باشند.
- در پایان، یادآوری این نکته ضروری است که مردم "مهاباد" شایسته بهترین و باکیفیتترین خدمات آموزشی و تربیتی هستند. خدمت در این حوزه، امتیاز یا لطف شخصی نیست؛ بلکه مسئولیتی حرفهای، اخلاقی و اجتماعی است. نگاه از بالا، کار با منت یا القای بدهکاری به خانوادهها و دانشآموزان، نه با شأن آموزش سازگار است و نه با کرامت انسانی، آنان که در این مسیر مسئولیت میپذیرند؛ بهویژه اگر خود، فرزند همین خاک و برخاسته از همین جامعه باشند، شایسته است با احساس تعهد، احترام و همدلی عمل کنند؛ چرا که آینده این دیار، در گرو سلامت روان، عدالت آموزشی و کیفیت تربیت فرزندان امروز آن است.
----------------------------------------
منابع:
الف) مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها (CDC). بررسی رفتارهای پرخطر نوجوانانYouth Risk Behavior) Survey)، ۲۰۲۳. دسترس در: https://www.cdc.gov/mmwr/volumes/73/su/su7304a4.htm
ب) شمس، م. و همکاران. افسردگی در دانشآموزان ایرانی: متاتحلیل ۵۱ مطالعه، ۲۰۲۱. PubMed.دسترس در: https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/34760121/
|