تاريخ: ۴ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۴۵ بازدید: 68      نظرات: 0      کد مطلب: 25759
دکتر انور نوخواه

مذاکره در سایه تهدید: بازخوانی راهبردی آخرین دور گفت‌وگوهای ایران و آمریکا


آخرین دور مذاکرات میان ایران و ایالات متحده در شرایطی آغاز شد که هر دو طرف، نه صرفاً با دستورکار دیپلماتیک، بلکه با «چمدانی از ابزارهای فشار» وارد میدان شدند. طرف آمریکایی با ادبیات تهدید نظامی و تأکید بر آماده بودن گزینه حمله، عملاً کوشید وزن بازدارندگی سخت را به میز مذاکره منتقل کند. در مقابل، طرف ایرانی نیز با مجموعه‌ای از مؤلفه‌های قدرت و امتیاز—از تعدیل سطح غنی‌سازی و طرح مشوق‌های اقتصادی گرفته تا بستن موقت تنگه هرمز و نمایش توان موشکی—نشان داد که مذاکره را در خلأ قدرت دنبال نمی‌کند، بلکه آن را امتداد موازنه می‌داند.

با این حال، ماحصل نشست، دست‌کم در سطح بیانیه‌ها و مواضع رسمی، عدم دستیابی به نتیجه‌ای ملموس بود. نه توافقی اعلام شد و نه حتی نشانه‌ای روشن از پیشرفت قابل اتکا ارائه گردید. این وضعیت را باید در چارچوب تقابل بر سر «خط قرمزها» تحلیل کرد؛ جایی که انعطاف‌پذیری دیپلماتیک با محدودیت‌های راهبردی برخورد می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران به‌صراحت اعلام کرده است که صفرسازی برنامه هسته‌ای و محدودسازی بنیادین برد موشکی، خط قرمز غیرقابل عبور است. از منظر تهران، تحمیل چنین خواسته‌هایی—آن هم در سایه تهدید به حمله نظامی—به معنای خلع سلاح راهبردی و برهم زدن توازن بازدارندگی است؛ امری که می‌توان آن را تلاش برای «خلع سلاح ایرانی» تعبیر کرد. در این چارچوب، تعدیل سطح غنی‌سازی یا ارائه مشوق‌های اقتصادی، نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه بخشی از بازی چانه‌زنی در محدوده‌ای تعریف‌شده تلقی می‌شود که به اصل ظرفیت هسته‌ای و موشکی لطمه نزند.

در سوی دیگر، ایالات متحده با برجسته کردن گزینه نظامی، کوشید هزینه عدم تمکین به مطالبات خود را افزایش دهد. اما پرسش بنیادین اینجاست که واشنگتن تا چه اندازه آمادگی پرداخت ریسک یک حمله نظامی علیه کشوری با توانمندی‌های گسترده موشکی و ظرفیت‌های نامتقارن را دارد؟ ایران طی سال‌های گذشته، زیرساختی از قدرت موشکی و پهپادی ایجاد کرده که هرگونه درگیری را از یک اقدام محدود به سناریویی منطقه‌ای و پرهزینه تبدیل می‌کند. در چنین شرایطی، تهدید نظامی بیش از آنکه مقدمه اقدام قطعی باشد، ابزاری برای افزایش اهرم فشار در مذاکره به نظر می‌رسد.

سخنرانی اخیر رهبر جمهوری اسلامی ایران، سید علی خامنه‌ای، که در آن نسبت به هرگونه اقدام نظامی هشدار داده شد و از توان پاسخ‌گویی ایران سخن به میان آمد، در کنار مانورهای نظامی و نمایش قدرت موشکی، را می‌توان واکنشی مستقیم به احتمال درگیری و نیز تلاشی برای تثبیت بازدارندگی دانست. این پیام روشن بود: تهدید نظامی نه‌تنها موجب عقب‌نشینی نخواهد شد، بلکه می‌تواند با واکنشی متقابل مواجه گردد.

در نتیجه، مذاکرات اخیر بیش از آنکه صحنه توافق باشد، عرصه تثبیت مواضع و نمایش قدرت بود. ایران با پرداخت هزینه‌های سیاسی و اقتصادی ناشی از عدم تمکین به مطالبات هسته‌ای و موشکی، بر این خطوط قرمز تأکید مجدد کرد واماده پرداخت هزینه های ان شد با نمایش قدرت موشکی وعدم همراهی با خواسته های طرف امریکایی و آن‌ها را بخشی از امنیت ملی خود دانست. آمریکا نیز با حفظ ادبیات فشار، کوشید نشان دهد که از ابزارهای سخت برای تغییر محاسبات تهران چشم نپوشیده است.

برآیند این وضعیت، تداوم بن‌بست در سطح اعلامی و انتقال رقابت به سطوح پیچیده‌تر است. آینده این تقابل نه صرفاً به اراده سیاسی، بلکه به میزان تحمل ریسک، توان مدیریت بحران و درک متقابل از هزینه‌های یک درگیری احتمالی بستگی دارد. در شرایط کنونی، آنچه بیش از هر چیز نمایان است، مذاکره‌ای در سایه تهدید است؛ مذاکره‌ای که تا زمانی که خطوط قرمز طرفین به هم نزدیک نشود، دستاوردی فراتر از تثبیت مواضع به همراه نخواهد داشت.




ارسال به دوستان
ارسال به دوستان
چاپ
نسخه چاپی


نظر کاربران


نظر خود را براي ما ارسال كنيد